بعد از یه غیبت طولانی
این روزها اینقدر درگیر کار هستم که حسابی از اینجا غافل موندم. سعی می کنم بیشتر بنویسم. حداقل در مورد برنامه مستندی برای شبکه یک سیما که این روزها خیلی وقتم رو گرفته. برنامه در مورد کارآفرینی و البته داستان آدم هایی که یه جورایی از نقطه صفر به اوج رسیدن. هم برام جالبه و هم کمی منو افسرده کرده. حس می کنم، سال های زیادی رو از دست دادم. وقتی با این جور آدم ها رو در رو می شی، ناخودآگاه از خودت می پرسی، من چیکار کردم؟ به هر حال سعی می کنم، داستان های جذاب این مجموعه رو خیلی خلاصه براتون بنویسم. شاید برای شما هم جالب باشه...
+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت19:26توسط سهيلا بيگلرخاني |
عيد دوست داشتني من
اين عيد از اون تعطيلاتي كه دوست دارم. اولا كه ديد و بازديدهاي عيد رو تو همون هفته اول تمام كرديم. دوما كه من از زير سفر عيد در رفتم. شد يكي از اون تعطيلات دوست داشتني من. از سفرهاي نوروزي به خصوص اگه برنامه منحصر به شهرهاي ايران باشه اصلا خوشم نمي آد. شلوغي غير قابل تحمل جاده ها و شهرها كلافه ام مي كنه. ترجيح مي دم اوقات سفر رو تو آرامش و به دور از هياهو بگذرونم و اين تو سفرهاي نوروزي امكان نداره. خلاصه اين كه بالاخره بعد از چندين سال تونستم نوروز رو به رفع و رجوع كارهاي عقب افتاده بپردازم.
+نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت14:9توسط سهيلا بيگلرخاني |
