این تابلویی است که برای بیان شان امام علی (ع) در مرقد مولانا آویخته شده. دوستداران مولانا به ویژه در خارج از ایران اهل تسنن هستند. با این همه معتقدند "علی" مرکز و بهانه خلقت است. او دارای چنان شانی می دانند که در مرکز وجود قرار می دهند.
شهادت مظلومانه بهانه خلقت تسلیت باد.
فکر می کنین توی این جامعه مشکلی داره این مرد؟ حالا چه فرقی داره لایحه ای تصویب بشه یا نه؟ مگه تو اصل مطلب فرقی می کنه؟ فمنیست هامون به خودش زحمت می دن و مبارزه می کنن تا چند تا بند رو حذف یا اضافه کنن. اما مگه رفتار اجتماعی و جنسی آدما تابع دستور و باید و نبایده؟ غیر این که شاید تو فضای رسمی کمتر کسی قربانی پنهان کاری و بی قانونی بشه. البته که فرقی نمی کنه شماره چند حرمسرا باشی. بالاخره حقی وجود داره که اغلب پامال می شه. چه کسی از مدینه فاضله ای که آدما هر کس فقط یه جفت داشته باشه و هیچ دروغ و دغلی در میان نباشه، بدش می آد؟ اما تو وضعیت موجود به فرض این که به زور قانون همه مردا مجبور شدن فقط و فقط با یه زن تعهد ازدواج داشته باشن، کم و بیش مثل شرایط الان، تکلیف شماره های بعدی حرمسراشون که بدون هیچ قاعده و قانونی با ذائقه آنی اطراف زندگیشون می پلکن چی می شه؟ فکری به حال پایه های رو به ویرانی مفهوم عشق همسری باید کرد.
مردی می گفت:" همسرم را خیلی دوست دارم اما چون اغلب از او خیلی دورم نیاز به زن دیگه ای دارم."
گفتم:" خوب یه خانم خوب رو صیغه کن."
گفت:" نه اصلا. کافیه که به زنی تعهد بدی، اونوقت می خواد دائم ازت پول بگیره. ترجیح می دم با یه خانم دوست بشم."
البته خانمی بود که دوستش داشته باشه و بخواد باهاش دوست بشه. این طور که خودش می گفت. اما آقا این شرط رو هم داشت که باید حتما خانمی رو دوست داشته باشه بعد باهاش دوست بشه. بعد هم بدون هیچ تعهد مالی یا اخلاقی یا اجتماعی از این رابطه لذت ببره. چون به نظر ایشون که خود رو آدم مدرنی هم می دونه، توی یه رابطه دو طرفه زن بیشتر از مرد نصیب و لذت می بره، پس نیازی نیست که مرد تعهدی در برابر این رابطه داشته باشه. هر وقت هم دید این رابطه به زندگیش لطمه می زنه راحت انکارش می کنه و تموم. ( به قول مخملباف حروم خوری خوشمزه است. و اضافه کنین مفت خوری هم) انصاف بدیم کم نیستن مردای با چنین طرز فکر و کم نیستن زنایی که توی دام این جور رابطه ها می افتن و اغلب هم مرد با فریب "زن امروزی" زن رو وارد این رابطه می کنن. و باز اغلب هم زن تمام انرژی و عاطفه اش رو توی این رابطه می ذاره و برای مرد رابطه فقط زنگ تفریحه. چون مرد به خودش حق می ده که چند رابطه داشته باشه و زن نه. جامعه هم همینطور مهم نیست اسمش دوستی باشه یا عشق.
چه ارمغانی برای ما آورده این امروزی بودن و مدرن بودن. حرمسرایی مخفی بدون هیچ زحمت و هزینه ای برای مرد. اول باید فکری به حال پایه های رو به ویرانی مفهوم عشق همسری کرد.
الغرض شماره تلفن همه دوستام رو از دست دادم. از همه دوستایی که باهاشون در ارتباطم خواهش می کنم، شماره ها شون رو مجددا برام بفرستند. مرسی
۲ـ دلم می خواهد سبکبار سبکبار پر بکشم ... سهم من از این سفر انگار شانه هایی است برای تکیه کردن آماده و خود بی نصیب بی نصیب و البته دلی است چون چاه ویل پر از درد دل های مگو و خود همچنان سر به مهر مانده و لبخندی همیشگی با اشک هایی نریخته در پس آن. دلم می خواهد پر بکشم شاید روزی دیگر در جایی دیگر نصیبی بیشتر از این روزیم شود.
دریا اولین عشق مرا بردی دنیا دم به دم مرا تو آزردی
دیریست قلب من از عاشقی سیر است خسته از صدای زنجیر است
این ترانه خیلی سال قبل توسط نیما چهرازی خوانده شده و تو سال های اخیر هم توسط روزبه نعمت الهی بازخوانی شده که این دومی به نظر من نه تنها چیزی از ارزش اثر کم نکرده بلکه اون روا ماندگارتر هم کرده است. روزبه نعمت الهی آثار زیبای دیگر هم دارد. همون خواننده جوانی که با صدای حماسی و منحصر به فردش ترانه وطن رو می خونه. این نه منم من ذره خاک وطنم من و ترانه های دیگری که بسیار جذابه.

