تبليغاتX
نقاب

نقاب

اگه نقاب نبود، دنيا چه رنگي مي‌شد؟.....
خلاء
آنچه که اغلب به نام عشق می شناسیم، شاید در تمام طول زندگی فقط یک بار اتفاق بیافتد. آنچه بعد از آن رابطه عاطفی دیگری را شکل می دهد، صرفا جستجوی نشانه های عشق گمشده در شخص جدید و پر کردن جای خالی اوست. به دنبال پاکسازی های فنگ شویی تمام نشانه های باقی مانده از ۱۵ سال قبل را به دست آتش سپردم. یک تکه از وجودم تهی تهی شده باشد انگار.
+نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت23:5توسط سهيلا بيگلرخاني |
داستان تاریکی و جهل
یاد داستان فیل و اتاق تاریک مولانا افتادم. تصویر امامی که قرار است منجی باشد انگار نمونه ای از این داستان باشد برخی او را منتقمی می دانند که قرار است از خون نافرمان ها جوی راه بیاندازد. برخی مرد رحیمی که با انبیا و اولیا پیشین می آید و ...

گرامیداشت تولد او هم انگار درگیر همین قرائت های متناقض شده باشد. هنوز صدای موزیکی که از خیابان به گوش می رسد، قطع نشده. یک دیسکوی کامل با نقل شیرینی و شربت توی خیابان به راه افتاده. با این فرق که رقصنده های آن فقط پسرها هستند و دخترهای جوان با نگاه های حسرت بار  به تماشای این رقصنده ها نشسته اند.

مولودی های سنتی هم دست کمی ندارد. همان نوحه ها همان ریتم ها اگر چشمانت را ببندی گویی توی مجلس عزاداری هستی و صدای سینه زدن. وقتی چشم باز می کنی تازه کف ها را می بینی که تفاوت مولودی و عزاداری را واگو می کنند.

الگویی برای شادی داریم یا برای اعیاد مذهبی و تفاوتش با اعیاد ملی؟

 امام زمان برای نوجوانان و جوانان تشنه هیجان احتمالا امامی است که می توان در شب تولدش بی دغدغه مامور و نیروی انتظامی تا نیمه شب در خیابان ها رقصید.

و برای آن عده دیگر امامی که می توان دیوانه وار عاشقش بود و در شب تولدش مرثیه اجدادش را به احترامش واگویه کرد.

دنیای غریبی است و از همه غریب تر او که  درگیر جهل و کوته بینی ماست.

سال ها پیش در خواب دیدم کوچه های تاریک را و او که ناشناس ماندن را به ظهور در این کوچه های تنگ و تاریک و شهر جهل گرفته ترجیح می دهد.

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت22:57توسط سهيلا بيگلرخاني |
پاکسازی
به لطف فنگ شویی یه خونه تکونی اساسی داشتم. از شر خیلی چیزا راحت شدم. حالا کتابخونه ام یه نفس می کشه. فکرش رو بکنین چقدر مدارک و مستندات گزارشای جور واجور رو نگه داشته بودم. از مستندات خرید ۶ فروند ایرباس از ترکیه تا منزل مسکونی الویری شهردار اسبق تهران!!! روزنامه نگار بودن هم دردسر ها!

این هم یه عکس از جشن گوجه فرنگی در اسپانیا. جای همه مون خالی

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت23:55توسط سهيلا بيگلرخاني |
سفر
یکی از عجیب ترین لحظات ماورایی را تجربه کردم. یک هیپنوتیز نیمه عمیق و سفر .... به هر آنجا که با پای مادی نمی توان رفت ....
+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت11:38توسط سهيلا بيگلرخاني |
کولی
حس آن دخترک کولی را دارم که هزاران سال قبل در نیمه راه خوشبختی، مردش را وانهاد تا آزادی سحر انگیز تاختن در دشت بیکران را در آغوش کشد و امروز به تاوان نخستین گناه در قرن ها پیش، او را هر بار در نیمه راه خوشبختی وامی نهند تا باز روح آواره اش سر گشته تر از همیشه چشم امید به سرابی دیگر بدوزد.
+نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت1:31توسط سهيلا بيگلرخاني |
عطش
اگه فرصت کردید، مجموعه مستند عطش رو ببینید. این مجموعه سه شنبه ها ۶ عصر از شبکه یک پخش می شه و دوشنبه هفته بعد ساعت ۱۱ و نیم شب به بعد تکرار می شه. بخشی از تحقیق این مجموعه به عهده من بود.
+نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت0:15توسط سهيلا بيگلرخاني |
آب هم می فهمد
                                       

این هم دلیلی برای غنایی بودن بخشی از موسیقی. این تصویر تاثیر موسیقی هوی متال روی کریستال های آب. شرح کامل تحقیقات ایموتو، دانشمند ژاپنی رو روی کریستال های آب می تونید اینجا یا ادامه مطلب  بخونید.

اخیرا راهم افتاد به دوره های فنگ شویی. علم جذابی است.

راستی من عاشق گل آفتاب گردانم. دقت کرده اید، انگار خورشید را روی زمین کاشته باشی.

ادامه مطلب
+نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1387ساعت19:1توسط سهيلا بيگلرخاني |
بدون شرح
آنقدر این خبر تاسف انگیز است که نمی توان شرحی بر آن نوشت. خودتان بخوانید،رفتار با کودکان یتیم را.
+نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت0:25توسط سهيلا بيگلرخاني |