پی نوشت: و اما قطار بازی، تا حالا بچه کوچولوها رو دیدن که پشت سرهم صف می کشن و کمر همدیگرو می گیرن و راه می افتن. هو هو چی چی. یه ترانه قشنگ کودکانه هم هست که البته سی دی اون توی بازار موجوده و می تونین بخرین و ترانه قطار رو بذارین و با دوستاتون قطار بازی کنین. قطارتون مث قطار ما می تونه از در و دیوار بالا بره و از رو کابینتا رد بشه. امتحان کنین. جالبه.
عمه جون گفتنای شیطونک ادامه داشت تا اینکه مامانش اومد. بعد از اون انگار نه انگار عمه جون از صبح کار و زندگیش رو گذاشته تا آقا سپهر بهش بد نگذره. مامان جون مامان جون جای عمه جون رو گرفت. مادرم گفت: ببین وقتی کار داره، چه زبونی می ریزه! جواب دادم: مرده دیگه. وقتی لازمت داره خوب بلده زبون بریزه! ![]()
توضیح: نمی دونم چرا این مطلب برای بعضی از دوستا این سوءتفاهم رو به وجود آورد که من از چیزی دلخورم. به خاطر همین اون نتیجه گیری کلی رو که می گفت، مردا زبون بازن حذف کردم. ولی باور کنید اگه همه مردا نه لااقل اغلبشون زبون بازن. سپهر من که خیلی زبون بازه. به نظرم وقتی بزرگ شه همین طور کلی دختر رو سرگشته خودش می کنه. به هر حال من از چیزی دلخور نیستم. از این زبون بازی سپهر کوچولو هم خیلی لذت می برم. حتی وقتی می دونم به اصطلاح داره خرم می کنه. ![]()
از مه لقا جونم هم به خاطر اینکه این همه به من توجه داره و دلواپسم می شه، متشکرم. ![]()
۲ـ توی هیات دولت چه خبره؟ هیچ شمرده این تا حالا چند تا وزیر و معاون استعفا داده اند یا مستعفی شده اند؟![]()
۳ـ قراره یه هیات از آژانس برای بررسی مجدد مسایل هسته ای به ایران بیاد.
۴ـ امروز تعدادی اخلالگر در دانشگاه تهران تجمع کردند که با هوشیاری دانشجویان این تجمع به جایی نرسید.
۵ـ دیروز چقدر شهر زیبا بود. یه آسمون آبی آبی ، با تکه ابرای سفید کلمی شکل و رنگای ناب پاییزی. پاییز بعد بارون خیلی قشنگه. دلم می خواست روی یکی از این ابرا می نشستم. شایدم نشسته بودم، کسی چه می دونه.![]()
۶ـ همشهری خانواده دیروز یک سالگی اش رو جشن گرفت. دیدن بر و بچ همشهری و چند تا از دوستای روزنامه نگار لطف خاصی داشت.
۷ـ .....![]()
آقایون همیشه داد سخن می دن که خانما رانندگی بلد نیستن و فقط خیابونا رو شلوغ می کنن. کافیه یه خانم کمی احتیاط کنه که داد رانندگان مرد در بیاد، غافل از این که رانندگی خودشون هم همیشه تحت تاثیر شرایط جویه! مثلا:
۱ـ یه زید بغل دستشون نشوندن. در این صورت همه هوش و حواس پرت آب و هوای داخل ماشینه. بی خیال خیابون و حق تقدم و این جور چیزا![]()
۲ـ دنبال یه زید بیرون ماشین می گردن. بسته به نوع مورد نظر یا حواسشون تمام و کمال پرت خیابونا و مورداي در حال گذره یا ماشین های با راننده مونث ![]()
۳ـ خانمشون تو ماشینه و آقا چشمش دنبال یه زید دیگه است، چراغش بی هیچ دلیلی تند تند چشمک می زنه و حواس آقا هم ایضا ![]()
۴ـ خانمش تو ماشینه و نمک و فلفل زندگی زیاد شده (در راستای این که می گن دعوا نمک زندگیه) تمام حواس آقای محترم به کار گرفته شده تا یه سرچ قوی بکنه تو لحظات زندگی تا یه مورد آس از رفتارهای زن یا مادر زن گرامی پیدا کنه ![]()
۵ـ خانمش با توپ و تشر زنگ زده و فالفور احضارش کرده. چراغ قرمز دیگه کیلو چنده. ورود ممنوع و بقيه هم بی خیال. حواس آقا فقط به گاز و بس ![]()
۶ـ خرج و دخل زندگی جور در نیومده و ذهن فعال آقا در حال رانندگی مثل یک ماشین حساب تمام عیار عمل می کنه ![]()
۷ـ......
بقیه اش هم می تونید خودتون اضافه کنید. حالا انصافا کی رانندگی اش بده و حواس جمع رانندگی نیست؟!
یکی از بچه ها گفت: .... رفته ناخن کاشته.
اون یکی پرسید: چی شد؟ ... اون هم. چطور؟ بالاخره وسوسه شد؟....
اولی جواب داد : از دفتر آیت ا...... پرسیده، گفته اند وضو با ناخن کاشته حکم وضوی جبیره را دارد و درست است. دیگه مشکلی نیست. ![]()
من کودکم
بادبادکم
کو باد و کو آسمان؟
****
کی اشکاتو پاک می کنه شبا که غصه داری؟

