تبليغاتX
نقاب

نقاب

اگه نقاب نبود، دنيا چه رنگي مي‌شد؟.....
دنیای مجازی مجازی
دنیای مجازی، دوستان مجازی، ارتباطات مجازی و ............. وقتی دنیای مجازی شیرین تر از دنیای واقعی است، پس مجازی، مجازی بمان...............
+نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت13:43توسط سهيلا بيگلرخاني |
خبر تکذیب شد
روزنامه ایران درنیامد. دیروز بچه های ایران صفحه ها رو بستن و منتظر موندن تا ببینن بالاخره روزنامه در میاد یا نه. چند بار گفتن در میاد و چند بار گفتن درنمیاد. بالاخره هم خبر دوم درست از آب درومد. روزنامه فعلا درنمیاد. امیدواریم زودتر تکلیفبچه ها و روزنامه مشخص بشه. خبر کاملو می تونید توی وبلاگ روزهای نارنجی بخوونید.
+نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت10:5توسط سهيلا بيگلرخاني |
رفع توقیف از رونامه ایران
روزنامه ایران رفع توقیف شد. فردا روزنامه منتشر می شه. البته این خبرو قبل از این که از خبرگزاریا بگیرم، از زرین شنیدم. به خاطر بچه های روزنامه ایران خوشحالم. امیدوارم مهرداد و مانا هم زودتر آزاد بشن.

این یکی رو هم داشته باشین. دستگاه تمام اتوماتیک وضو بر گرفته از سایت روزنه

گویا این تصاویر از بیرون قابل رویت نیست. با اجازه اوونا رو برداشتم. اگه از سایت دیگه ای تونستم عکسا  رو گیر بیارم دوباره می ذارمش . دیدنش خالی از لطف نیست.

+نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت15:49توسط سهيلا بيگلرخاني |
.... جوانمردی
سه شیفت کار می کنم... شیفت اول توی اداره ... شیفت دوم با این ماشین مسافرکشی می کنم... شیفت سوم هم با یک ماشین سنگین شب ها می رم سرویس.

اولی رو برای پدر ماردم می فرستم . دومی رو برای خودم نگه می دارم تا خرج کرایه خونه و بقیه مخارج بشه. سومی رو خرج خونواده همسرم می کنم. دو تا دانشجو دارم. زنم دو سال پیش مرد بهش قول دادم خرج خواهر و برادراشو تا پایان تحصیل بدم.

هنوز جوانمردی نمرده... حتی توی این شهر درندشت. 

+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت11:20توسط سهيلا بيگلرخاني |
شروط ضمن عقد
قوه قضاییه ۶ شرط ضمن عقد دیگر برای زنان پیشنهاد داده. مشرح اوونا رو که شامل حق طلاق برای زنان هم می شه می تونین توی وبلاگ سعیده  که به نقل از سایت آفتاب آورده، بخوونین.
+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت11:13توسط سهيلا بيگلرخاني |
برای تو
هیچ فاصله ای نیست، تو در قلب منی.


گاهی اتفاقات کوچک و بی اهمیت خسته و دلتنگم  می کند. 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت9:36توسط سهيلا بيگلرخاني |
خشونت در هفت تیر
تجمع دیروز زنان با دخالت پلیس به خشونت کشیده شد. به همین سادگی. این بار زنان پلیس چادری و مانتویی با باتوم های بزرگ سبزشان جمعیت زنان را متفرق کردند. اجتماعی که قرار بود یک ساعت طول بکشد بیش از یک ربع دوام نیاورد و باقی درگیری بود و دستگیری. خانم کنار دستیم پرسید، حالا برای چی جمع شده اید؟ برایش دلیل تجمع و قوانین تبعیض آمیز را توضیح دادم. جواب داد: اتفاقا قوانین عقد نامه همه به نفع زنهاست! نمی دانم با اینکه تفکر غالب مییان عامه زنان ما چیزی شبیه به این است، چنین گردهمایی هایی چه سودی دارد. شاید بهتر باشد زنان به اصطلاح روشنفکر ما اول به نفوذ میان طبقات مختلف زنان بیاندیشند. چه با ایجاد آگاهی میان زنان کارگر، زنان خانه دار، زنان کارمند و حتی زنانی که جز به مارک خط چشمشان نمی اندیشند، می توان جنبشی زنانه را به تحقق اهداف مورد نظر هدایت کرد. در غیر این صورت به نظر من باتوم خوردن میان خیابان و... با احترام به همه دوستانم بیشتر ماجراجویی است تا احقاق حقوق زنان.

البته از این نکته هم نگذریم که در بیشتر تجمعات این چنینی نیروی انتظامی به جای حفظ آرامش و اجازه برگزاری مراسمی آرام، برای مدتی خوراک خبری خوبی را تامین کرده است. اینبار زنان باتوم به دست که حتی خشن تر از همکاران مردشان بر سر و بدن زنان حاضر در میدان هفت تیر می کوبیدند، دیدنی بود!

تجمع زنان از زبان کانون زنان ایرانی

خبر پرستو در همین رابطه

عکس های منصور نصیری

عکس های کسوف

خبر بی بی سی

خبر بازتاب

خبر روز

+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت13:38توسط سهيلا بيگلرخاني |
یک روز خوب
۱ ـ بازی مساوی را باختیم. تیم ملی ما کم تجربه است. آن هم مقابل تیمی قوی مثل مکزیک. من از فوتبال چندان نمی دانم، اما خستگی بازیکن های ایرانی در نیمه دوم داد می زد. کاش فوتبال ۷۰ دقیقه بود. من هنوز نفهمیدم چه اصراری است یک مرد ۳۷ ساله ۹۰ دقیقه تمام توی زمین فوتبال راه برود. ما که بازی خاصی از علی دایی ندیدیم. برانکو چی؟ شاید دیده که تا آخر بازی با سماجت او را حفظ کرد!!!

اخبار کامل جام جهانی را می توانید در صفحه ویژه میراث فرهنگی بخوانید.

۲ ـ سر صبح سوار تکنولوژی ۲۵ سال قبل می شوی. سمفنونی گوش خراش صدای موتور چنان در گوشت می پیچد انگار سوار جمبو جت شده ای. درست مسقر روی موتور با همان گرمای دیوانه کننده. روسری که جای خود دارد، مانتویت هم به تنت زیادی می کند. با هر پیچ عطر دل انگیز عرق تن راننده مشامت را نوازش می دهد! ما که مسافر چند دقیقه ای بودیم، خدا به داد راننده ، ساکن همیشگی این ابو قراضه ، برسد. روز خوبی را در پیش داشته باشید.

۳ ـ توی این بلبشو امروز تجمع اعتراض آمیز زنان در میدان هفت تیر برگزار می شود.

+نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت11:18توسط سهيلا بيگلرخاني |
شانه هایم دیگر طاقت به دوش کشیدن سایه ام را ندارد.
+نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت14:58توسط سهيلا بيگلرخاني |
آسمان برای همه یک رنگ است
بی بی سی هفته گذشته گزارشی درباره وضعیت کاری روزنامه نگاران زن ایرانی منتشر کرد. گزارشی که به نظر می رسد سراپا اغراق بود. درست است که وضعیت حرفه ای روزنامه نگارن در ایران چندان مناسب نیست، اما این وضعیت نامناسب شامل حال آقایان نیز می شود و این طور نیست که یک بام این حرفه آفتابی باشد و یک بام بارانی. به طور کلی وضیعت نگران کننده تامین معیشت مختص به روزنامه نگار جماعت نیست. به لطف برنامه ریزی حساب شده در ایران هر کس در موقعیتی که هست بارها طعم مالیده شدن نبود امنیت شغلی را بر تن تجربه کرده است. اما نکته جذاب این گزارش به قول آزاده این گزارش به اصطلاح روزنامه نگاران یک گزارش پشت میزی است. به همین دلیل آزاده این گزارش هر روز صبح بی دلیل تهدید می شود، برای تهیه گزارش نمی تواند به بازار تهران برود و در زمان استخدام در اولویت دوم پس از همکاران مذکرش قرار می گیرد.  یا آنکه برای حضور در محل کار باید حجاب رعایت کند. مگر در ایران مکان عمومی هم هست که بتوان بدون رعایت حجاب در آن حضور یافت؟ وقتی رعایت حجاب قانون است، عمل به این قانون در محل کار و مصاحبه چه ربطی به سختی کار دارد؟ درست که هنوز زنان روزنامه نگار ایرانی به پست های درخور و بالایی رسانه ای دست نیافته اند، اما این به معنای درجا زدن آنها نیست. اگر وضعت را با ۱۰ سال قبل مقایسه کنیم،  در می یابیم زنان در این حرفه چقدر بیشتر از همکاران مرد خود پیشرفت کرده اند و این پیشرفت چقدر جای تحسین دارد. دور نیست زمانی که جامعه زن روزنامه نگار ایرانی به نسبتی قابل قبول در عرصه مدیریت رسانه ای ایران دست یابد. برای قضاوت د رمورد زنان روزنامه نگار به لحاظ حضور د رسمت هایی چون سردبیری باید چند سال دیگر صبر کرد. چه د رحال حاضر اغلب زنان فعال د رعرصه روزنامه نگاری جوان و کم تجربه اند و به قاعده چه زن باشی چه مرد برای دست یافتن به سطوح مدیریتی باید کولباری از تجربه اندوخته باشی. نگاهی به روزنامه ها نشان می دهد، اغلب دخترانی که از ۱۰ سال قبل وارد عرصه رسانه شده اند، توانسته اند حداقل تا دبیری سرویس پیشرفت کنند باقی راه هم به قول معروف شب دراز و قلندر بیدار.
+نوشته شده در شنبه بیستم خرداد 1385ساعت11:42توسط سهيلا بيگلرخاني |
جنبش زنانه
logo-zananzzzz.jpg

"از زمان تدوين قوانين در انقلاب مشروطه، طي 100 سال گذشته، تلاش زنان ايراني همواره متوجه دستيابي به حقوق برابر و انساني بوده است. اما با وجود تمامي اين تلاش ها، در کليه قوانين از جمله قوانين مدني و جزايي، حقوق اوليه زنان همچنان ناديده گرفته شده و بن بست هاي قانوني بسياري را بر زندگي زنان جامعه ايراني تحميل کرده است."
این شروع  مطلبی است که نشریه الترونیکی زنستان با انتشار آن زنان را به شرکت در تجمع اعتراضی زنان برای لغو قوانین زن ستیز دعوت کرده است. این گردهم آيي دوشنبه 22 خرداد ماه 1385 از ساعت 5 الي 6 بعدازظهر در ميدان هفت‎تير برگزار مي‎شود.  

+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت13:38توسط سهيلا بيگلرخاني |
بر بال باد سفر می کنم.
+نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت11:46توسط سهيلا بيگلرخاني |
پرنده
صبح گوینده رادیو پیام مطلبی خووند که دلم نمی آید، اونو برای شما تعریف نکنم:

مثل پرنده ای باش که روی یک شاخه ضعیف می شینه و آواز می خوونه. با این که شاخه وقت آواز خووندنش می لرزه، از شکستن و افتادن نمی ترسه. چون مطمئنه که پر و بال داره.

وقتی به پر و بال و قدرت پروازت مطمئنی، می شه بی نگرانی به یک شاخه ضعیف هم تکیه کنی.

یک شعر زیبا از نسرین اوجاقی با عنوان انتظار برگرفته از وبلاگ آیینه

+نوشته شده در پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت9:45توسط سهيلا بيگلرخاني |
خداحافظ بیلیارد
۱ـ بیلیارد باز نیستم. از این بازی سر هم درنمی آورم. اما می بینم کسانی که آن را دوست دارند، تصور ممنوع شدن این بازی برایشان یک خلا بزرگ است. به هر حال این دسته از مردم خود را آماده کنند، چون بیلیارد ممنوع شد.

گداها ماندگارند

۲ـ چند روزی از طرح جمع آوری متکدیان می گذرد، اما من هنوز همان گداهای پای ثابت مارلیک (محل زندگیم در کرج) تا خیابان ویلا (محل کارم) را می بینم. هنوز آن پیره زن مستقر در سه راه اندیشه و آن یکی مستقر در سر ویلا هر روز صبح دستشان را با هزار التماس به سوی رهگذران دراز می کنند. الغرض ما که اثری از جمع آوری گداها ندیدیم. کاش یک کلاسی، چیزی برای آنها برپا می شد تا حداقل از آن هیبت چندش آور خارج شوند. باور کنید زیبایی بصری گاهی بیشتر دل را به رقت می آورد. به این گداهای خارجی  که توی کوچه امیر فهیمی جا خوش کرده اند، نگاه کنید. 

+نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت14:54توسط سهيلا بيگلرخاني |
دفتر تحکیم خارج از محدوده
۱ـ ماجرایی که چندی پیش برای یکی از اعضای دفتر تحکیم در آن سوی آب، علی افشاری ، توسط الپر شروع شد و به بازتاب و کیهان کشیده شد، به نظر می رسد برای یکی دیگر از اعضای دفتر تحکیم در شرف آغاز است. این بار ماجرای دعوت MIT از فاطمه حقیقت جو نماینده سابق شورا دستمایه بازتاب شده است. نمیدانم چرا بازتاب که چندان نزدیک به، به اصطلاح دوم خردادی ها نیست، به تخریب چهره های دفتر تحکیمی دامن می زند، اما آنچه که مشخص است یا دوم خردادی ها (اصلاح طلبان درون نظام) در صدد حذف این طیف از گردونه است یا این طیف قصد دور زدن دوم خردادی ها را دارد؟ از حق نگذریم دعوت یک دانشگاه مطرح فنی دنیا از یک تحصیل کرده علوم تربیتی (آن هم در دانشگاه تربیت معلم) که دوره دکترای خود را می گذراند به عنوان مهمان نیز جای بحث دارد، چه رسد به عنوان عضو مدعو هیات علمی!

۲ـ استشهادیون تهرانی ، همین. نمی خواهید عضو شوید!؟

 

+نوشته شده در شنبه ششم خرداد 1385ساعت14:14توسط سهيلا بيگلرخاني |
18 تیر، دانشجویان معترض، صیغه راه حل رابطه پنهانی
۱ـ در گیری های دانشجویی امسال زودتر از موعد شروع شد. بهانه آن هم استعفای تحت فشار ۵ استاد دانشگاه بوده. دیشب با همین بهانه کوی دانشگاه متشنج شد. خبر کامل رو می تونید اینجا و در بازتاب بخوونید.

۲ـ دیروز توی وبگردی به لینک جالبی در وبلاگ  مصطفی قوانلو قاجار برخوردم، خاطرات ازدواج موقت. توی این وبلاگ با آوردن احادیث و روایات ثواب های بیشمار این عمل مستحب برشمرده شده است. از آن جالبتر این عمل مستحب به دختران باکره نیز توصیه شده. کسی منکر بحران جنسی کنونی در جامعه ایرانی نیست. فاصله طولانی بلوغ تا ازدواج هم باید طوری پر شود. این ماجرا تبعیض جنسیتی نیز برنمی دارد، اما تا وقتی تابوی باکرگی در جامعه ای وجود دارد، آیا شرعی بودن و غیر شرعی بودن رابطه چیزی را حل می کند؟ صیغه با این کیفیت هر چند احساس گناه از رابطه را از بین می برد، اما آن ثواب عظیم باز هم نصیب پسرها می شود و دخترها می مانند و نگرانی مطرح کردن واقعیت رابطه پیشین با همسر آینده. کدام خانواده ایرانی می پذیرد عروسش پیش از ازدواج دایم ، ازدواج موقت کرده باشد. حتی با علم به این که کمتر دختری در شرایط کنونی رابطه پیش از ازدواج را تجربه نکرده است. از آن گذشته معلوم نیست بر سر کودکان حاصل از این ثواب مخفیانه چه خواهد آمد. بیماری های جنسی هم که دیگر حکایتی است نا گفتنی.....

عکس از محسن صالحی

+نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت9:46توسط سهيلا بيگلرخاني |
شروع تازه
زمان اندیشیدن به تعداد تارهای سفید موهایم گذشت. انگار باید شعرها و واگویه ها را به جای دیگری تبعید کنم. جایی که کمتر در دسترس باشد. درون آشفته به حال خود بماند تا از امروز به بیرون آشفته تر بپردازم.


۱ـ مانوئل کاستلز استاد اسپانیای دانشگاه برکلی آمریکا دیروز به ایران آمد. اولین دیدار وی با دانشجویان ایرانی در دانشگاه علامه ترتیب داده شده بود. اما جالب تر ابتکار خبرگزاری میراث بود. این خبرگزاری برای استاد برنامه ریزی دانشگاه برکلی ضیافت شامی ترتیب داد تا او در محیطی دوستانه با دانشجویان و استادان رسانه به گفت و گو بنشیند.

۲ـ زمزمه محدودیت وبلاگ نویس به گوش می رسه. در سمینار بررسی مسائل فیلترینگ به ماجراهای وبلاگ ها هم پرداخته شد.

۳ـ ایران توقیف موقت شد. دلیل، یک کاریکاتور که توهین به آذری ها محسوب شده بود. مورد، کاریکاتور سوسکی بوده که در ایران جمعه ۲۲ اردیبهشت چاپ شده. گویا این کاریکاتور های سوسکی کار رو به مجلس و استیضاح وزیر ارشاد و بازداشت کاریکاتوریست هم کشانده اند. عجب سوسک پر قدرتی.

این هم این صفحه ایران از وبلاگ سعیده


 

+نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت12:46توسط سهيلا بيگلرخاني |